چرا باید ماند
همینکه میام شروع کنم به نوشتن با خودم میگم از کجا شروع کنم و چی بگم؟
اول یه آهی از ته دل می کشم و بعد میگم یعنی روزی میرسه که از این همه ظلم رها بشیم و به حق حقوق واقعیمون برسیم؟ یعنی میشه؟ من که دیگه رفتنی شدم. خسته شدم از اینکه عمرم رو اینجا تلف کردم . تنها دلخوشیش اینه که به مردم خدمت میکنی و کار مردم رو راه میندازی و اونام از ته دل دعات میکنن. الانم همه ناراحتن که دارم میرم و دفتر به ناچار باید بسته بشه زیرا که هیچ کس دیگه ای حاضر نیست با این شرایط دفتر رو بگیره. وقتی اعلام کردم دفتر میخواد بسته بشه خیلیا خواستن بیان بگیرنش اما وقتی شرایطش رو دونستن خندشون گرفت و رفتن پشت سرشونم نگاه نکردن.
دلم خیلی پره خیلی. با رئیس شعبه دعوام شد . زنگ زدم مدیریت شاید اونا دادمو بگیرن اما اونام بدتر از شعبه حرفای صدمن یه غاز تحویلم دادن. حرفایی که نه منطقی بود و نه هیچ عقل سلیمی قبول میکرد. میگید نه؟ خودتون قضاوت کنید.
گفتن باید برید تعهد نامه امضا بزنید تعهدنامه ای که وقتی متنشو میخونی مغزت تیر میکشه. انگاری بردشونی. ( متنش رو پایین گذاشتم میتونید دانلود کنید بخونید) . بهشون میگم این چه متنیه دادید امضا بزنیم میگن اگه ریگی تو کفشت نباشه نباید بترسی. گفتم این تعهد نامه بردگی بی قید و شرط ماست برا شما. من هرگز همچین متنی رو امضا نمیزنم بخصوص برا شما که هیچ اعتمادی بهتون ندارم و هیچ امنیت شغلی ندارم. میگید نه؟ نمونش رو الان میگم.
هرکی تعهد نامه رو امضا نزد یا کد دفترش رو مسدود کردن و یا کارمزدشو ندادن. یه عده بخاطر همین مسئله حقوقشون، رفتن و تعهد رو امضا زدن شاید که بتونن همین چندرغاز رو بگیرن و زندگیشونو بدتر از بد نکنن اما خیلی زود فهمیدن گول خوردن چونکه بازم یه مدت کوتاه نگذشته حسابا مسدود شد و کد دفترا بسته شد. چرا؟ چونکه اینبار گفتن یا دوربین نصب کنید یا از پول خبری نیست!!!!!!!!!!!
مسخره است نه؟
خب یه عده بازم تسلیم شدن و رفتن دوربینم نصب کردن که شاید بتونن با خیال راحت کارشون رو بکنن. اما کی میتونه با یقین بگه یکی دو روزه دیگه بازم حسابش مسدود نمیشه و کد دفترش بسته نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این فقط دو نمونش بود که گفتم. بارها و بارها از همین ترفند برا پیشبرد مقاصدشون استفاده کردن و موفق هم شدن. و دفاتر یکی یکی تسلیم شدن. تسلیم شدنشون جز ضرر برا خودشون چیزی نداشت. یه روزم پشیمون میشن. اما صد حیف که چه سود از پشیمانی. ای کاش یه کم عاقلانه فکر میکردن و تسلیم نمیشدن. حداقل من ضرر نکردم چون نه تعهد رو امضا زدم و نه دوربین رو نصب کردم. گفتن قرارداد رو فسخ میکنیم گفتم بدرک. منکه از خدامه. فقط منتظرم فسخ بشه تا یه نفس راحت بکشم. ولی علارغم اینکه انصرافمو از ادامه کار نوشتم حاضر نشدن موافقت کنن. ولی من قصد موندن ندارم میخوام برم. دیگه بستمه. چقدر تحمل کنم؟ کارمزد دو ماهم رو بستن و گفتن اگه یک سال دیگه هم بگذره دوربین نصب نکنی تعهد رو امضا نزنی از حقوق خبری نیست. حالا به نظر شما بمونم بدون حقوق کار کنم بهتره یا دفترو ببندم برم؟
مگه روز اول که قرارداد بستم برا این نبود که کار کنم کارمزد بگیرم؟ حالا که خبری از کارمزد نیست چرا بمونم؟ آیا تن بدم به بستن این تعهد نامه کاملا یکطرفه و نصب دوربین بهتره ؟ یا کلا تعطیل کنم برم؟
چرا روز اول همراه قراردادشون این تعهد رو نیوردن تا من ببینم و با دید باز قرارداد ببندم؟ چرا؟ چرا الان باید زوری این کارو بکنم؟ من متن قرارداد رو قبول کردم نه متن این تعهد رو. پس قرارداد از نظر من فسخه. همین تسلیم شدن بی چون و چرای ما در مقابل خواسته های نا معقولشون باعث شده اینجور روز به روز بیشتر به دفاتر فشار بیارن. کی گفته ما باید دوربین نصب کنیم؟ مگه اموالی که مال مردم اینجا جمع میشه مال ماست؟ مگه فقط ما ازش سود میبریم؟ سود اصلی این منابع تو جیب کی میره؟ چقدرش گیر ما میاد؟ منابع مردم روستامون رو جمع میکنیم میدیم دست اونا. اونام سودش رو میخورن و وامش میکنن دست هرکی که بخوان. بعد حاضر نیستن دوربین نصب کنن فوری کد دفتر رو میبندن تا کارگزار مجبور بشه بره دوربین با هزینه خودش نصب کنه. اونوقت خودمون از یه وام هم محرومیم. رفتم وام گرفتم از شعبه درست با همون شرایطی بهم دادن که به یه مشتری وام میدن با همون میزان سود.
از عمر دفاتر چقدر میگذره؟ تو این سالها چقدر پیشرفت داشتیم؟
چقدر پس انداز جمع کردید؟ چقدر آینده شغلیتون تامینه؟ کی میتونه با یقین بگه که فردا به یه بهونه جدید از دفتر نمیندازنش بیرون؟
منکه میرم و راحت میشم و شب با خیال راحت سرمو میذارم زمین . شماها هم بمونید و هرچی گفتن اطاعت کنید. ولی مطمئن باشید با هر قدمی که به عقب میرید اونا ده قدم دیگه جلو میان. دیگه خود دانید.
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
خودشون کاری کردن که من فرار رو به قرار ترجیح بدم و انشاالله این رفتن برا من خیر و برکت داره.
شما که موندید هوشیار باشید که ...............