یاریکن
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید،
سفرى تاته تنهایى محض
هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى ، فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
چه کسی میداند که تو در پیله خود تنهایی؟
چه کسی میداند که تو در حسرت یک فردایی؟
پیله را بگشای، تو به اندازه پروانه شدن زیبایی…
معبودا
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . . .
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۶/۲۹ ساعت توسط مدیریت
|