درد دل یک همکار
نمیدونم از کجا شروع کنم. قرار شد حرف دلمان رو بنویسیم و اسمش را هم بگذاریم دلنوشته و بدیم دست مسئولین بخوانند شاید تکانی هرچند کوچک به خود دهند. اگرچه بعید میدانم اصلا نگاهی هم به دلنوشته های ما بکنند اما مینویسم. مینویسم شاید دلم آرام گیرد. اگرچه بارها و بارها نوشته ام. بر روی دلم در گفتگوی با خدا اما باز نیز مینویسم . شاید که روزی انسان با خدایی از راه برسد و بخاطر رضای خدا به فریاد ما برسد. مگر یک یا دو مشکل است که بشود از آن گفت. از کدام یک اول برایتان بگویم که هر کدام خود قصه ای جداگانه دارد؟ از خرابی تجهیزات کهنه و از رده خارج شده ای که در اختیارم گذاشتن ؟ و یا هزینه تعمیر مدام آنها؟ از گاوصندوق بدون کلیدی که بزور تحویلم دادن و رفتن ؟ از پول موبایلم بگم یا تلفن دفترم؟ از کرایه رفت و برگشتهای همه هفته ای که به شعبه باید برم بنالم یا نداشتن کرایه راهم؟ از نداشتن توان گرفتن نیروی کمکی بگویم ؟ یا از نداشتن بیمه بنالم ویا از ترس به سرقت رفتن دفترم و در خطر بودن جان و مالم؟ از خجل بودنم در برابر مردم روستام بخاطر نداشتن نقدینگی و دست خالی برگرداندناش بگویم که بخاطر کم کاری شعبه ناظر در رساندن به موقع نقدینگی مدام باید خجالت زده مردم باشم بگویم؟ از بهانه آوردن های شعبه در به موقع نفرستادن وجه نقد بگویم؟ از برخورد بد شعبه ناظر با این کارگزارن که چند سال خالصانه کار کردند بگویم؟ از دردسرهای گرفتن یک وام از شعبه که با هزار خواهش و التماس درخواست داده ام آن هم با همان شرایط یک مشتری عادی بگویم؟ یا از نفرستادن اسناد و فرمهای مورد نیاز دفاتر بگویم؟ شما بگویید از کدام باید بگویم؟ از نریختن کارمزد چندماهه ام بگویم؟ از پست بنالم یا از مخابرات؟ و یا از پست بانک؟ از مشکلاتم با کدامیک اول بگویم؟ از روی خجل زده ام در مقابل خانواده ام که همه روزه با دستان خالی باید به نزدشان بروم بنالم؟ و یا نداشتن بیمه برای رفتن به دکتر؟ و یا از روی خجلم از طلبکارانم که بخاطر احداث و راه اندازی اینجا ازشان قرض گرفته ام؟ آیا واقعا تا بحال مشکلات ما را نشنیده اید یا خودتا را به نفهمی زدید؟ آیا از خدا نمیترسید؟ مگر یک روستای کوچک چقدر جمعیت دارد که هر روز باید تهدید شویم که اگر منابعتان افزایش نیابد دفتر را جمع میکنیم؟ آیا شما منابع یک روستا با 300 نفر جمعیت را با یک روستا با 2 هزار نفر جمعیت مقایسه میکنید و بعد منابع روستای بزرگتر را با روستای کوچکتر مقایسه میکنید؟ شما را به قرآن بگویید از این مشکلات بی خبرید؟ آیا حاضرید یک آمار از میزان رضایت دفاتر از وضعیت موجود بگیرید؟ آیا حاضرید عین حقیقت این آمار را در رسانه ها به گوش مردم برسانید؟ شما را به خدا قسم بگوئید آیا حاضرید بجای ما و با این شرایط کار کنید؟ شاید هم خود را برتر از ما میدانید؟ آیا حاضرید یک سال ؟نه، یک ماه؟ نه، یک هفته ؟ با این شرایط کار کنید؟ آیا این انصاف است هر روز بخاطر دفاع از حقوقمان از جانب پست و پست بانک و مخابرات تهدید شویم؟ پس چه شد آن وعده وعیدهایی که در سال اول شروع کارمان به ما گفتید؟ آیا شما نبودید که دم از آینده ای روشن و پردرآمد توسط این دفاتر میزدید؟ براستی و الحق والانصاف که آینده اش روشن هم بود اما نه برای ما که وسیله ای بیش برای رسیدن شما به اهدافتان نبودیم . این آینده ی روشن برای شما بود نه ما. شمایی که تمامی سرمایه روستاییان را جمع کردید و حتی از دادن وام به خود روستاها هم اجتناب کردید. شمایی که در رسانه ها افتخار خدمت به مردم را شعار خودتان نمودید و به دروغ از میزان رضایت دفاتر از وضعیت موجود دم میزنید و آمارهای غلط دست مردم میدهید. آیا با این دروغها از خدا نمیترسید؟ آیا میتوانید محاسبه کنید که میانگین درآمد هر شخصی که در این دفاتر فعالیت میکنند چقدر است؟ آماری را به عنوان میانگین درآمد هر دفتر اعلام می کنید که منی که 4 سال است در حال فعالیتم از تعجب دهانم باز می ماند؟ اگر بخواهیم خوش بینانه هم نگاه کنیم میانگین درآمد دفاتر به 150 هم نمیرسد. خود شاهدم که بسیاری از دفاتر درآمدی زیر صد هزارتومن دارند. با این وضعیت اقتصادی و گرانی در کشور، کارگزارن با این درآمد ماهیانه چه باید بکنن؟ از نظر شما دفاتر برتر آن دفاتری هستن که منابع بیشری جمع کنند بدون توجه به جمعیت آن روستا. از نظر شما فقط باید جواب سلام آن کارگزاری را داد که منابعش بیشتر است . مدام جلساتی برپا میکنید و کارگزار را بالاجبار و به زور به این جلسات میخوانید و حرفهای تکراری تحویلشان میدهید و هزار منت که اینقدر سرمایه و تجهیزات دراختیارتان گذاشتیم و شما کم کاری میکنید!!!!! بنظرم خودتان نیز باورتان شده که نیتتان از احداث این دفاتر فقط فی سبیل الله بوده و هیچ منظور دیگری نداشته اید و نفعش هم فقط در جیب ما می رود. مدام از افزایش خدمات در این دفاتر حرف میزنید ولی هیچ گاه از افزایش کارمزد حرفی نمیزنید. آیا تا بحال فکر کرده اید که این خدمات اضافی برای این دفاتر چقدر زمان و چند نیروی انسانی می طلبد؟ آیا میدانید که استخدام نیروی کمکی با این وضع درآمد دفاتر امکان پذیر هست یا نیست؟ خسته شده ام از این وضعیت . دیگر نمی خواهم با این وضعیت ادامه بدهم. هرچه بیشتر کار میکنم کمتر نتیجه میگیرم. به چه انگیزه ای و چه امیدی ادامه دهم؟ اللهم عجل لولیک الفرج |